قاف قرآن
گر ببندی در به رویم تا در دیگر زنم
حاش لله گر ز استـــدعــا در دیگر زنم
من که سرمست می وصل توام قسمت مبـاد
کز برای جرعه ای صهبــا در دیگر زنم
درپناهم گیروبنشان چون طفیلم درحریم
در حرم مپسند ای مولا در دیگر زنـــم
جنّت الماوای عشقت را گرامروزم مقیـم
دوزخم ماوا اگر فــردا در دیگر زنـم
ای مرا گنج قناعت داده شرمم باد اگر
با عبور از روح استغنا در دیگر زنـم
حسبی الله گو به الفاظ دعایم دور بـاد
گر به حسب نفس در معنا در دیگر زنم
مرغ دست آموزاین بامم به آب ودانه ای
دل نمی بندم که بی پروا در دیگر زنم
گرزیانم سودوگرسودم زیان درعشق توست
می پذیرم کی در این سودادردیگر زنـم
رنگ بی رنگی خلاف صبغةاللهی نبــــود
خوی طاووسی ندارم تا در دیگر زنـــم
مرغ آهم بر ستیغ قاف قرآن لانه کـرد
دوربادازمن که چون عنقا دردیگر زنم
عفو فرما گر زغفلت بر زبان آمد مرا
یا درم بگشای بر رخ یا در دیگر زنم.
«شعله ی آواز» پایگاه سروده های جدی ارادتمند در قالبهای مختلف (سنتی و نیمائی) است.